الشيخ محمد علي الگرامي القمي
561
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
مسئله 3155 - اگر مردى زنى را بكشد مىتوانند او را بكشند ولى چون ديه زن ، نصف ديه مرد است بايد پس از كشتن مرد ، نصف ديه او را بدهند . و اگر زنى مردى را بكشد مىتوانند زن را بكشند ولى بايد به كشتن او اكتفاء كنند و حقّ ندارند پس از كشتن زن ، نصف ديه را نيز مطالبه نمايند . مسئله 3156 - اگر ديوانه يا بچّه غير بالغ ، كسى را بكشد قصاص نمىشود بلكه حكم قتل خطاء را دارد ، يعنى عاقله و خويشان پدرى آنان بايد ديه مقتول را بدهند . و اگر عاقلى ، ديوانهاى را بكشد قصاص نمىشود و بايد ديه او را بدهد . بلكه اگر عاقل بالغى ، بچه غير بالغ را نيز بكشد قصاص كردن خالى از اشكال نيست و احوط گرفتن ديه است . و در كشتن جنين هر چند كه روح پيدا كرده اين اشكال قوىتر است و همچنين قاتل اگر كور باشد قصاص محلّ اشكال است . مسئله 3157 - در كشتن بين انواع آن فرقى نيست ، سر كسى را ببرد يا به او شمشير يا كارد يا تير بزند ، يا خفه كند ، يا با عصاء و چوب بزند تا بميرد ، يا از جاى بلندى پرت كند ، يا در آتش بيندازد و نگذارد بيرون بيايد ، يا رگ او را بزند و نگذارد روى آن را ببندد ، يا در آب بيندازد به نحوى كه نتواند بيرون بيايد ، يا پيش درّندگان بيندازد تا او را بدرّند ، يا از غذا و آب باز دارد تا بميرد ، يا غذاى مسموم بخوراند . در همه اينها و مانند اينها اگر عمدى باشد حقّ دارند قصاص كنند . اقسام قتل مسئله 3158 - كشتن سه جور تصوّر مىشود : اوّل : كشتن عمدى ، يعنى به قصد كشتن كسى ، كارى را نسبت به او انجام دهد كه منجر به مردنش شود ، و يا با توجّه ، كارى را كه معمولًا كشنده است نسبت به او انجام دهد و او بميرد هر چند هدف اصلى ، خود آن كار باشد نه كشتن . دوّم : كشتن شبيه عمد ، يعنى قصد كشتن او را نداشته باشد ولى با توجّه ، كارى را كه معمولًا كشنده نيست نسبت به او انجام دهد و بر حسب تصادف منجر به مرگ او شود . مثل اينكه براى ادب كردن چند تازيانه به او بزند و برحسب تصادف به سبب آن بميرد . سوّم : كشتن خطائى ، يعنى نسبت به اين شخص نه قصد كشتن داشته و نه مىخواسته كارى را نسبت به او انجام دهد . مثل اينكه به قصد كشتن كبوتر ، تيرى را رها كند و بر حسب تصادف به انسانى بخورد و او را بكشد .